قصه خانه اکسیژن
جلسه مون که با مدیر پروژه و سرپرستها تموم شد، خانم نگهدار گفت امشب مهمونی دعوتمون کردن، پرسیدم کجا: گفت توی باشگاه
مهونی باشکوهی بود ولی لذت معاشرت و پایکوبی با همکاران که برای من تجربه بعید و غریبی بود، نتونست جلوی کنجکاویام رو درباره کارکرد و انگیزه ایجاد این باشگاهها بگیره لابلای مهمونی رییسم داشت از پتانسیل باشگاه برای برنامههای متعدد فرهنگی و هنریای صحبت میکرد که من میتونم اونجا راه بیاندازم.
یعنی چی ازین بهتر؟
بیای خارج از کشور و برای هر کدوم از پروژهها یک باشگاه که در واقع یک خونه ویلایی در یکی از بهترین محلات شهرهای ونزوئلا بود بتونی برنامهریزی کنی و محفلی درست کنی برای حال خوب کارکنان و خانوادههایی که به راحتی نمیتونستن توی اون کشور غریب و گاهی ناامن تفریح کنن و اوقات فراغت خودشون رو سپری کنن.
خانه اکسیژن | باشگاهی برای HR ها
اون دو سال باشگاهداری و خلق تجربههای متنوع برای حدود 700 نفر ایرانی مسافر و مامور به کار در ونزوئلا و لحظات خوشی که با آموزش، ورزش، مهمانی، دورهمی، جشن و بهانههای مختلف تونست حال خوب و دوستی رو بین همکاران و خانوادههاشون بیاره انگیزه شد تا بعد از ده سال بتونم به کمک شریک و رفیقم افشین رهنما خونهای رو راه بندازیم برای دوستانمون که اسمش شد خانهی اکسیژن.
و حالا میزبانی انجمنها گروهها و تیمهای منابع انسانی یکی از افتخارات ماست.
گالری تصاویر خانه اکسیژن




برای مطالعه بیشتر:
مقاله باشگاههای سازمانی؛ امکانی برای Community-ship و Emotion-ship
خانه اکسیژن جاییه برای نشستها، کلاسها، دورهمیهایی که قراره دوستانه، مفرح و معناداری باشه.